دعاهاي روايت شده در پي نماز



۱ ـ امام جواد علیه السّلام :هرگاه پیامبر صلّى الله علیه و آله از نمازش فارغ مى شد مى گفت: خدایا، آنچه را كرده و مى كنم، نهان و آشكار كرده ام، اسراف بر خود را و آنچه را كه تو بهتر از من مى دانى، بر من بیامرز. خدایا تو پیش از همه و پس از همه هستى، جز تو خدایى نیست . به داناییت بر نهان و به تواناییت بر همه خلقت سوگند، تا آنگاه كه زندگى را برایم بهتر مى دانى، مرا زنده نگاه دار و آنگاه كه مرگ را برایم بهتر مى دانى، مرا بمیران . خدایا ، همانا من بیم از تو را در نهان و آشكار ، سخن حق را در خشم و خشنودى و میانه روى را در تنگدستى و توانگرى، از تو مى خواهم. نعمتى تمام ناشدنى و روشنى چشمى ناگسستنى را از تو مى خواهم . خشنودى به حكم تو، مرگى مبارك پس از زندگى و زندگانى آرام پس از مرگ، لذت نگاه به تو و شوق دیدارت و ملاقات تو بى رنجى گزنده و فتنه اى گمراه كننده را، از تو مى خواهم. خدایا ، ما را به زینت ایمان، مزیّن كن و راهنما و رهیافته قرار ده. خدایا ، ما را در میان آنان كه ره نمودى، ره بنما . خدایا ، همانا من اراده قوى بر یافتن راه راست و و پایدارى در كار و استوارى در راه حق را از تو مى خواهم. سپاسگزارى نعمتت را، سلامتى كامل و اداى حقت را مى خواهم. اى پروردگار من ، دلى پیراسته و زبانى راستگو از تو مى خواهم. از آنچه كه مى دانى آمرزش مى طلبم و نیكوترین آنچه كه مى دانى از تو مى خواهم و از بدى آنچه مى دانى به تو پناه مى برم ، كه تو مى دانى و ما نمى دانیم و تو به نهانها بسیار دانایى[۱]. ۲ ـ ابو ایّوب انصارى:
در پشت سر پیامبرتان صلّى الله علیه و آله نماز نگزاردم ، جز اینكه هرگاه نمازش را به پایان مى برد ، مى شنیدم كه مى گوید: خدایا همه خطاها و گناهانم را بیامرز، خدایا نعمتت را بر من ارزانى دار، مرا زنده بدار و روزیم ده و به كارها و خویهاى شایسته رهنمونم كن كه جز تو به شایسته هاى آن دو (كارها و خویها) ره نمى نماید و جز تو از زشتهاى آن دو ، باز نمى دارد. ۳ ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله ـ به علىّ علیه السّلام ـ :هرگاه خواستى هر چه را مى شنوى و مى خوانى به یاد بسپارى، این دعا را در پى هر نماز بخوان : پاك و منزّه است آن كه به مردمان مملكتش تجاوز نمى كند. پاك و منزه است آن كه ساكنان زمین را كیفرهاى گونه گون نمى دهد، پاك و منزه است آن مهربان و بخششگر. خدایا ، در دل من نور و بینش و فهم و دانایى قرار ده، كه تو بر هر كار توانایى. ۴ ـ اصبغ از امام علىّ علیه السّلام :هر كس دوست دارد از دنیا برود در حالى كه از گناهانش پاك شده آنگونه كه زر ناب از تیرگیها پاك مى گردد و هیچكس چیزى به ستم برده را از او مطالبه نكند، در پى هر یك از نمازهاى پنجگانه، تبار نامه خداوند ، قل هو الله احد ، را دوازده مرتبه بخواند . سپس دستانش را بگشاید و بگوید: خدایا به نام پنهان ، پوشیده، پاك، پاكیزه و خجسته ات از تو مى خواهم . به نام بزرگ و چیرگى همیشگیت از تو مى خواهم . اى بخشنده عطاها، اى آزاد كننده اسیران، اى رهایى دهنده مردم از آتش، بر محمّد و خاندان او درود فرست ، از آتش رهاییم ده، آسوده از دنیا ببر و به سلامت وارد بهشت گردان . آغاز دعایم را رستگارى، میان آن را كامیابى و پایان آن را نیكویى قرار ده ، كه تنها تو به نهانها بسیار دانایى. سپس فرمود: این از امور نهانى است كه پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله به من آموخت و فرمان داد آن را به حسن و حسین نیز بیاموزم. ۵ ـ امام صادق علیه السّلام :پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله روزى به اصحابش فرمود: آیا اگر هر چه لباس وظرف دارید گردآورید وروى هم بنهید، فكر مى كنید به آسمان برسد؟ گفتند: نه اى پیامبر خدا، فرمود: آیا شما را به چیزى راهنمایى نكنم كه ریشه اش در زمین و شاخه اش در آسمان باشد؟ گفتند: چرا، اى پیامبر خدا. فرمود: هر یك از شما كه از نماز واجبش فارغ شد ، سى بار بگوید: «و خدا پاك و منزّه است، سپاس براى خداست و جز خداوند، هیچ خدایى نیست و خدا بزرگتر است». همانا ریشه این ها در زمین و شاخه آن ها در آسمان است. آن ها خرابى، آتش، غرق شدن، در چاه افتادن، خوراك درنده شدن، مرگ بد و بلاى آسمانى را كه در آن روز بر بنده فرود مى آید ، دفع مى كنند و آن ها ماندگارند. ۶ ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : در پى هر نماز مى گویى: خدایا از نزد خود مرا ره بنما و از فضل و بخششت بر من فرو ریز و از رحمتت بر من بگستر و از بركتهایت ، بر من فرو فرست. ۷ ـ امام علىّ علیه السّلام ـ از دعاى ایشان پس از نماز واجب ـ :
خدایا ، براى تو نماز گزاردم و حال آنكه مى دانى در نمازم، نقص و شتاب و فراموشى و غفلت و كسالت و سستى و از یاد بردن و ریا و خودنمایى و شك و دورى و گمان و عُجب و اندیشه كردن و فروگذاشتن از كمال واجبت ، مى باشد. اى خداى من ، از تو مى خواهم بر پیامبر و خاندانش درود فرستى و نقص نمازم را به تمام ، و شتابم را در آن به تأمل و استوارى و فراموشى ام را به بیدارى و غفلتم را به مواظبت و كسالتم را به نشاط و سستى ام را به پایدارى و از یاد بردنم را به یادداشتن و دورى ام را به كشش و ارتباط و ریایم را به اخلاص و خودنمایى ام را به پوشاندن و شكّم را به یقین و گمانم را به حجّت و اندیشه ام را به فروتنى و تحیّر و فروماندنم را به فرمانبردارى ، تبدیل فرمایى .همانا براى تو نماز گزاردم و به تو روى كردم و به تو ایمان آوردم و تو را قصد كردم . پس در نماز و دعایم ، رحمت و بركت قرار ده كه زشتیهایم را بپوشاند و جایگاهم را گرامى دارد و رویم را سفید گرداند و عملم را پاكیزه كند و بار گناهم را سبك گرداند. خدایا ، با آن، سنگینى ام را سبك گردان و آنچه را نزد توست بهتر از آنچه از من مى بُرى ، قرار ده. سپاس خداوندى كه واجبى را از من ادا كرد كه از نمازهاى واجب و نوشته شده بر مؤمنان بود . اى خداوند، اى بخشنده ترین بخشندگان. ۸ ـ هر كس مى خواهد پیمانه اش را تمام گیرند، پس در پى هر نماز بگوید: پاك ومنزّه است پروردگارت، پروردگار عزّت، از آنچه مى گویند وسلام بر پیامبران و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است. ۹ ـ امام باقر علیه السّلام :
كمترین چیزى كه از دعا ، پس از (نماز) واجب كفایت مى كند ، این است كه بگویى: خدایا ، همانا من هر نیكى را كه به آن آگاهى دارى، از تو مى خواهم و از هر بدى كه به آن دانایى، به تو پناه مى برم. خدایا، همانا من آسایش در همه كارهایم را از تو مى خواهم و از رسوایى دنیا و عذاب آخرت به تو پناه مى برم[۲]. ۱۰ ـ امام صادق علیه السّلام :
هر كس در پى نماز واجب بگوید: «خود و خانواده و فرزندانم و هر كس كه نگهداریش با من است را ، به خداى بزرگ و شكوهمند مى سپارم و به خدایى كه همه چیز در برابر بزرگى اش وحشت زده و ترسان و خوار است، خود و خانواده، دارایى، فرزندان و هر كس را كه نگهداریش با من است مى سپارم». در میان بالى از بالهاى جبرییل در بر گرفته وخود و خانواده و داراییش حفظ مى شود. ۱۱ ـ دعایى است كه در پى هر نماز خوانده مى شود، پس اگر بیمارى و رنج و دردى دارى ، هرگاه نمازت را به پایان بردى ، هفت بار با دست، سجده گاهت را مسح كن و این دعا را بخوان و دستت را بر جاى درد بكش و بگو: «اى كسى كه زمین را بر آب و هوا را با آسمان نگه داشت و براى خود زیباترین نامها را انتخاب كرد، بر محمّد و خاندانش درود فرست و براى من اینگونه و آنگونه كن و این و آن را روزیم ده و از فلان و بهمان سلامتى ام بخش. ۱۲ ـ خطاب به كسى كه گفت: فدایت شوم، پیروان تو مى گویند: همانا ایمان دو گونه است: ماندگار و نماندنى . پس چیزى به من بیاموز كه اگر آن را بگویم، ایمانم كامل شود ، ـ فرمود : در پى هر نماز واجب بگو: خشنودم به اینكه، خداوند، پروردگارم؛ محمّد، پیامبر؛ اسلام ، دین؛ قرآن، كتاب؛ كعبه ، قبله و علىّ ولىّ وامامم باشد. و به امامت حسن و حسین وامامان (صلوات الله علیهم) خشنودم . پس آنان را نیز از من خشنود كن كه تو بر هر كار توانایى. ۱۳ ـ علىّ بن مهزیار:
محمّد بن ابراهیم به ابوالحسن علیه السّلام [۳] نوشت: اى سرور من ، اگر صلاح مى بینى، دعایى به من بیاموز كه اگر در پى نمازهایم بخوانم خداوند براى من نیكى دنیا و آخرت را گرد آورد. پس امام علیه السّلام نوشت: مى گویى: از بدى دنیا و آخرت و بدى همه دردها، به روى كریمانه ات و عزت زوال ناپذیرت ، پناه مى برم .
________________________________________
(
۱) در نقل سنن ابى داود و سنن كبرى، تنها تا «جز تو خدایى نیست» آمده است
.
(
۲) الفقیه، و مكارم الاخلاق، در آغاز حدیث، صلوات بر پیامبر و خاندانش را نیز دارند
.
(
۳) به احتمال فراوان، منظور امام هادى علیه السّلام مى باشد.

آداب نماز(بلند وكوتاه خواندن در نماز)


... و لا تجهر بصلاتك و لا تخافت بها و ابتغ بین ذلك سبیلاً.
... و تو در نماز نه صدا را بسیار بلند و نه بسیار آهسته گردان بلكه حد متوسط را اختیار كن. «اسراء ، 110»
در این آیه مورد بحث نظر به گفتگوی مشركان در مكه در رابطه با نماز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و این كه می‌گفتند او نماز خود را بلند می‌خواند.
و ما را ناراحت می‌كند این چه عبادتی است؟ این چه برنامه‌ای است؟ به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دستور می‌دهد: نمازت را زیاد بلند مخوان زیاد هم آهسته مخوان بلكه میان این دو راه اعتدال را انتخاب كن ، و لا تجهر بصلاتك و لا تخافت بها و ابتغ بین ذلك سبیل.
بنابراین آیه فوق كاری به مسأله نمازهای (جهریه) و (اخفاتیه) به اصطلاح معروف فقهی ندارد بلكه ناظر به افراط و تفریط در بلند خواندن و آهسته خواندن است می‌گوید نه بیش از حد بلند بخوان و فریاد بزن و نه بیش از حد آهسته كه تنها حركت لب‌ها مشخص شود و صدایی به گوش نرسد.
شأن نزولی را كه بسیاری از مفسران از ابن عباس نقل كرده‌اند نیز مؤید همین معنی است.
روایات متعددی كه از طرق اهلبیت از امام باقر و امام صادق ـ علیه السّلام ـ در ذیل این آیه آمده است نیز اشاره به همین تفسیر می‌كند.[1]
بنابراین تفسیرهای دیگری كه برای این آیه ذكر شده است همگی بیگانه از مطلب به نظر می‌رسد.
امّا اینكه حدّ اعتدال در اینجا چگونه است و جهر و اخفاتی كه از آن نهی شده چه می‌باشد؟ ظاهر این است كه (جهر) به معنی فریاد كشیدن، و (اخفات) به معنی آهسته خواندن آنچنان كه خود انسان هم نشنود می‌باشد.
در تفسیر (علی بن ابراهیم) از امام صادق ـ علیه السّلام ـ چنین نقل شد كه در تفسیر آیه فرمود: الجهر بها رفع الصوت، و التّخافت بها مالم تسمع نفسك، و اقرأ بین ذلك. جهر این است كه زیاد صدا را بلند كنی و اخفات آن است كه حتی خودت نشنوی هیچیك از این دو را انجام نده بلكه حد وسط میان آن دو را انتخاب كن.[2]
و امّا (اخفات) و (جهر) در نمازهای روزانه و شبانه ـ همان گونه كه در بالا اشاره كردیم ـ حكم دیگری است با مفهوم دیگر كه دلایل جداگانه دارد و فق‌های ما (رضوان الله علیهم) مدارك آن را در (كتاب الصلوه) آورده‌اند.
این حكم اسلامی یعنی اعتدال در جهر و اخفات از دو نظر به ما دید و درك می‌بخشد:
نخست از این نظر كه می‌‌گوید: عبادات خود را آن چنان انجام ندهید كه بهانه به دست دشمنان بدهد آنها را به استهزاء و ایرادگیری وادارد چه بهتر كه توأم با متانت و آرامش و ادب باشد كه نه تنها نتوانند بر آن خرده‌گیری كنند بلكه نمونه‌ای از شكوه و ادب اسلامی وابهت و عظمت عبادت گردد.
آنها كه سعی دارند در مواقعی كه مردم استراحت كرده‌اند با صداهای گوش‌خراشی كه از بلند‌گو‌های پر غوغا راه می اندازند موجودیت جلسات خود را نشان دهند و به پندار خود با این عمل صدای اسلام را به گوش دیگران برسانند این نه تنها صدای اسلام نیست بلكه باعث پراكندگی مردم از اسلام و در نتیجه ضربه‌ای است به تبلیغات دینی.[3][1] . به تفسیر نور الثقلین جلد سوم صفحه 233 به بعد مراجعه شود.
[2] . تفسیر نور الثقلین، جلد سوم. ص 234.
[3] . تفسیر نمونه ج 12 ص 327.

ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است


ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است

                            زیبنده ترین هدیه به معبود نماز است

 فرمود علی شیر خدا ، ساقی كوثر

                          در مكتب ما شاهد و مشهودنماز است

 این نكته رسول مدنی گفت به سلمان

                          سری كه به توفیق تو افزود نماز است

 در دادگه عدل خدا روز قیامت

                     از صلح حسن مقصد و مقصود ، نماز است

 از آمدن كرب و بلا آنچه به عالم

                          مقصود حسین بن علی بود نماز است

آن روز كه آید ز پس پرده غیبت

                              اول هدف مهدی موعود نماز است



جواد محدثی

ای خالق خلق رهنمایی بفرست

ای خالق خلق رهنمایی بفرست

                                       ای رازق رزق در گشایی بفرست

کارهمه ی خلق گره در گره است

                                        لطفی بنما گره گشایی بفرست


الهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر.آمین

میلاد بابرکت ومسعود امام علی النقی الهادی(ع)مبارکباد

ایکاش جان بخواهد امام هادی ما

                              تامدعی بمیرد از جان فشانی ما

خواجه عبدالله انصاری

شیخ‌الاسلام ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف بود.

وی از اعقاب ابوایوب انصاری است که صحابهٔ پیغمبر بود. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنانکه شعر فارسی و عربی را نیکو می‌سرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حدیث قوی بود و امالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی می‌کرد.

وی در تصوف از استادان زیادی تعلیم گرفت ودو بار به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی شتافت و این دیدارها تاًثیر زیادی در روحیات و منش وی داشته‌است. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت.

انصاری شعر می‌سرود ولیکن بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کرده‌است و از آن جمله‌است ترجمهٔ املاء طبقات‌الصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشف‌الاسرار قرار گرفته‌است.

از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجات‌نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت‌نامه، هفت‌حصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهی‌نامه را می‌توان نام برد.



گر در ره، گر در ره شهوت و هوا خواهی رفت


                                      کردم خبرت که بی‌نوا خواهی رفت


بنگر که که‌یی، بنگر که که‌یی از کجا آمده‌ای


                             می‌دان که چه می‌کنی کجا خواهی رفت


الهی، الهی دانایی ده که در راه نیفتیم


                                         بینایی ده که در چاه نیفتیم


بنمای رهی که رهنماینده تویی


                                  بگشای دری که در گشاینده تویی


من دست به هیچ دستگیری ندهم


                            که ایشان همه فانی اند و پاینده تویی

عيد قربان روز دهم ذي‌الحجه كه آن را اضحي نيز مي‌گويند

در اين روز حاجيان بيت‌الله الحرام گوسفند يا شتري را ذبح مي‌كنند و آن در غير حج مستحب مؤكد است، چنانكه از حضرت رسول (ص) رسيده:

اينكه خداوند روز اضحي را عيد قرار داده تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانيد.

اميرالمومنين (ع)  فرموده‌اند: اگر مردم مي‌دانستند كه قرباني در روز عيد اضحي چه اجري دارد وام مي‌گرفتند و قرباني مي‌كردند، چرا كه با اولين قطره خون آن صاحب قرباني آمرزيده گردد.1

قرباني و عيد قربان در اسلام

اين روز سالروز دستور قرباني اسماعيل است به ابراهيم خليل‌الله. خداوند كه اسماعيل را پس از سال‌هاي طولاني به ابراهيم هديه كرده بود اكنون او را در معرض آزمايشي بسيار سخت قرار داده و خواهان قرباني اسماعيل است.

از او خواسته شده كه اسماعيل را كه اكنون نهالي برومند شده، جواني جان ابراهيم و تنها ثمره زندگي‌اش است را قرباني كند.

در اين لحظه بت‌شكن تاريخ خود در هم مي‌شكند، از تصور پيام مي‌شكند، اما فرمان فرمان خداست. ابراهيم بايد انتخاب كند.

در پايان يك قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يك عمر نبوت و امامت مردم و جهاد عليه شرك و پايه‌گذاري توحيد و شكستن بت و نابودي جهل و از همه جبهه‌ها پيروز بيرون آمدن و از همه مسئوليت‌ها موفق بيرون آمدن، هيچ جا به خاطر خود درنگ نكردن و از راه گامي در پي خويش منحرف نشدن هميشه و همه‌جا خوب امتحان دادن... حال مي‌بايست انتخاب سختي مي‌كرد، وسوسه‌هاي شيطان كار را دو چندان سخت مي‌كرد.

به هر حال ابراهيم آن بنده مخلص خدا به پيام حق تسليم شد، او اين پيام را با هزاران رقت به اسماعيل منتقل كرد؛ شرمگين و خسته، اما اسماعيل با آرامشي قلبي به او اعلام كرد تسليم امر خدا باش و خواهي ديد من از صابران خواهم بود.

ابراهيم شگفت‌زده بود. شروع به قرباني كرد، در كمال انسانيت به اوج رسيده بود، او غريزه فرزند دوستي را زير پا گذاشته و به صعود به عشق حقيقي عينيت مي‌بخشيد، حال كه از آزمايش الهي سربلند شده، معبود او گوسفندي را براي ذبح مي‌فرستد. چقدر زيباست حس آزادگي از تعلقات و چقدر زيباتر حس عاشقانه‌ عابد و معبود. و حجاج به پاس بزرگداشت آن روز، در منا گردهم مي‌آيند. ابراهيم‌گونه تعلقات خود به هر آنچه رنگ دنيايي و غيرخدايي دارد  را مي‌بايست قرباني كنند.

اسماعيل در وادي كيست؟ ثروت و مال، موقعيت و مقام، كسب‌ و كار، زن و فرزند و... هر آنچه تو را از انسان بودنت دور خواهد كرد.

آري در اين روز بزرگ بايد آنچنان به يقين قلبي دست يافته باشي كه تمام نفسانيات را قرباني كرده، در خود زمينه رشد تقوا را ايجاد كني تا پله پله به قرب معبود ازلي نزديك و نزديك‌تر شوي.

و خوشا آنان كه از اين فرصت به خوبي استفاده مي‌كنند و ابراهيم‌وار از اين آزمايش سربلند بيرون مي‌آيند.

ريشه قرباني در اديان و ملل گوناگون

قرباني چيست؟2

پيشكش آوردن است، چيزي كه در قرباني مهم است بيش‌تر آن چيز بايد مظهر ارزش يا خلوص باشد نه استفاده اتفاقي از يك جنس مازاد.

آن قدر فرد قرباني كننده به آن چيز تعلق داشته باشد كه براي نتيجه‌ بخش بودن اين عمل در حين اجراي عمل قرباني حالت از دست دادن چيزي با ارزش در او ديده شود.

پيشكش يك شيء در بسياري از زمينه‌هاي ديني متداول است. پيشكش ممكن است جاندار يا بي‌جان باشد.

جاندار، حيواني يا در حالت افراطي انساني نيز بوده است و چيز بي‌جان مثل غلات، برنج و شير را پيشكش مي‌كردند

كه هدف اين نوع قرباني‌ها، خشنود كردن خدايان مربوطه، طلب نعمت يا كسب نتايج مطلوبي چون موفقيت در جنگ يا دوركردن مريضي يا شكرگ‍زاري باشد.

در هر حال امر قرباني از آغاز تاريخ بشر وجود داشته و در پاره‌اي از موارد به علت افراط در آن در برخي اديان و ملل منسوخ گشته، مثلاً در ايران آريايي‌هاي مقيم اين فلات آنچنان در امر قرباني افراط ورزيدند، حتي در مسأله‌ قرباني انساني نيز حد اعتدال را به طور وحشتناكي ردكردند كه زرتشت با آن مبارزه سختي كرد و قرباني را از آيين خود كمرنگ و حذف نمود.3

منشأ تشريع قرباني4

اين مطلب را با طرح يك سؤال آغاز مي‌كنيم، آيا خداوند بندگان را مأمور كرده حيواني را ذبح كنند بدون هيچ فايده و نتيجه‌اي؟

آنچه مسلم و عقلاني است اين است كه مقصود خالق حكيم از ذبح حيوان به مصرف رساندن و احسان مستمندان و قانع آبرومند است كه اين معني منصوص و صريح كتاب مجيد است. بنابراين ذبح حيوان به هدف تأمين ارزاق و كثيري از حوايج ديگر انسان‌هاي نيازمند است.

( يذكروا اسم الله في‌ايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير) سوره حج-28،29

نام خدا را در روزهاي معلوم ياد نماييد بر آنچه ايشان را از چهارپايان روزي كرده. پس از گوشت‌ آنها بخوريد و سختي كشيده فقير را از آن اطعام نماييد.

بعد از 7 آيه مجدداً مي‌فرمايد:

والبدن جعلناها لكم من شعائرالله لكم فيها خيراً ، فاذكروا  اسم‌الله عليها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع و المعتر كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون(حج36)

و شتران تنومند را براي شما از شعائر الهي قرار داديم، در اين شتران براي شما خير است،‌ پس هنگامي كه آنها براي نحر رديف شدند نام  خدا را بر آنها ذكر كنيد، پس چون پهلوي آنها فرود افتاد از آنها بخوريد و به درماندگان آبرومند و فقيراني كه در معرضند بخورانيد، ما اين شتران را براي شما رام و سخر گردانيديم تا تشكر ايزد تعالي را بجا آوريد.

پس منشأ قرباني بر طبق آيات قرآني چيزي نيست جز ياري رساندن به مستمندان و گرسنگان. از سوي ديگر ريختن خون حيوان اگر بدون دليل و استفاده خاصي باشد در اسلام منع شده است. چنانكه پيامبر فرمود: به قتل مرسان گوسفند يا شتري را مگر براي خوردن.

يا در جاي ديگر فرمودند:

كسي كه گنجشكي را بيهوده به قتل رساند، روز قيامت در پيشگاه خداوند فرياد مي‌زند و مي‌گويد:

پروردگارا، فلان كس مرا بيهوده كشت نه براي بهره گرفتن.

منظور از بيان اين دو روايت طرح هدفمند بودن آيين قرباني در اسلام است.

موضوع وجود حق فقرا در قرباني به حدي اهميت دارد كه غير از هدي تمتع و قران، خوردن گوشت ساير قرباني‌هاي كفارات حج بنابر مشهور بر صاحبش حرام است.

حتي در برخي روايات به مسلمين توصيه شده كه براي قرباني بهترين و فربه‌ترين حيوان‌ها را انتخاب كنند تا گوشت كافي به اهل استحقاق برسد.

اگر اين مسائل به خوبي رعايت مي‌شد عدالت اقتصادي و اجتماعي در جامعه مسلمين برقرار مي‌شد و فقرا به حق تعبيه شده خودشان در اموال ثروتمندان مي‌رسيدند و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه اسلامي مشاهده نمي‌شد.

هدف باطني قرباني

قرباني يكي از شعائر الهي است كه اجراي آن ايجاد تقوا مي‌كند:

«و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب»

كسي كه شعائر خدا  را بزرگ شمارد، و بر وفق آنها رفتار نمايد تقوي در قلبش راسخ مي‌گردد و تا اجل مسمي يعني تا آخر عمر از عمل به آن شعائر منتفع مي‌شود، چرا كه احكام الهي كه شعائر الهي مي‌باشند به منظور احراز منافع و مصالح دنيا و آخرت مردم وضع شده‌اند و اين آيه افاده مي‌كند كه اعمال حج و از آن جمله قرباني  از آغاز تا انجام رو به سوي او داشتن و سير به سوي خداوند است.

پس در نتيجه يكي ديگر از اهداف دنبال شده در قرباني قرب به خداوند و نزديك شدن به حريم امن الهي است. اين شعائر كه قرباني از جمله آنها مي‌باشد هدفش ايجاد تقوا در قلب‌هاست.

چنانكه خداوند مي‌فرمايد: لن ينال الله لحومها ولادماؤها و لكن يناله التقوي منكم.

گوشت‌هاي قرباني و خون‌هايي كه در آن هنگام ريخته مي‌شود هرگز به خدا نمي‌رسد، ولي آنچه به او مي‌رسد تقواي شماست.

يعني قرباني‌كنندگان تنها با انجام عمل ظاهري قرباني به رضاي حق و مقام قرب نايل نمي‌شوند،  مگر اين عمل با خلوص نيت و موافق شرايط تقوي و دوري از منكرات و مناهي، پس در صورتي كه اين حقايق را كه مقصد اعلي حج و ساير عبادات است را به دست نياوري، قرباني كردن هر چند زياد باشد و قرباني فربه براي آنان سودي نخواهد داشت.

و از اسرار حج همين است كه حجاج در كنار اين اعمال ظاهري بايد صاحب تقوي شوند، يعني با خلوص نيت و ايمان شديد قلبي آنها را بجا آورند تا حج مقبولي داشته باشند.

يك نكته جالب در امر قرباني جايگزيني روزه است كه البته مشروط به 2 شرط است:

1- حيوان براي قرباني نباشد     2- فرد استطاعت قرباني را نداشته باشد.

قرآن مجيد مي‌فرمايد:

كسي كه عمره را به حج رسانيد پس آنچه از قرباني كه در توانش باشد انجام دهد، پس آن كس كه نيابد سه روز در ايام حج روزه دارد و هفت روز هنگام بازگشت به وطن. (بقره- 196)

نتيجه‌گيري و خلاصه‌‌اي از اسرار و فلسفه قرباني

1- فداكردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله حكمت‌هاي قرباني است.

2- امر قرباني ظاهر و باطني دارد، ظاهر آن ذبح حيوان است به هدف دستگيري از گرسنگان، باطن آن كشتن نفس اماره است.

انسان كه در عرفه به شناخت و در مشعر به شعور و آگاهي رسيد، امروز با كسب اطلاعات كافي درمورد خويش و خداي خويش بايد حيوان نفس را قرباني كند تا از اين طريق به اوج كمال خود نايل شود.

3- در برخي روايات قرباني را سبب آمرزش گناهان نيز دانسته‌اند و گفته شده، با ريختن اولين قطره‌ خون قرباني گناهان صاحبش بخشيده مي‌شود (البته شرط اخلاص را نبايد فراموش كرد).

4- سير كردن گرسنگان، همانطور كه گفتيم قرآن فرموده: فكلوا منها واطعموا القانع و المعتر، از گوشت‌هاي قرباني هم خودتان ميل كنيد هم به قانع و فقير دهيد.

5- هدف عالي قرباني «تقوا» است.

قرباني بايد از روي خلوص نيت انجام پذيرد تا سبب شكوفايي روح ايثار، نشان دادن ميزان عشق و قرب به خدا باشد. تا تقوا در دل و قلب مسلمان ايجاد شود.

پي‌نوشت‌ها:

1. قرآن كريم

2. معارف و معاريف(ذيل واژه قربان) سيد مصطفي حسيني دشتي- ج 8- نشر مفيد 1376

3. فرهنگ اديان جهان- جان‌آر- هيلنز- ويراسته‌ ع پاشايي. مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب 1385

4. اسطوره قرباني- علي اصغر مصطفوي- انتشارات بامداد- 1369

5. قرباني در مني- تأليف محمد جواد موسوي غروي- چاپ مظاهري- مهرماه 1362