آخرين دست نوشته شهيد چمران

آخرين دست نوشته شهيد چمران در حالی نگاشته شد كه ايشان در حال حركت با اتومبيل از سوسنگرد به سمت دهلاويه بودند، مهندس مهدی چمران، برادر ايشان، در اين خصوص می‌گويد:« گويی به او الهام شده بود كه شهيد می‌شود، زيرا در اين نوشته رقص مرگ را كه همان شهادت سرخ است زيبا تشبيه نموده است.»

در اين لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ كنيد.

شما سالهای داراز به من خدمت‌ها كرده‌ايد، از شما آرزو می‌كنم كه اين آخرين لحظه را به بهترين وجه ادا كنيد.

اي پاهای من

سريع و توانا باشيد

ای دستهای من

قوی و دقيق باشيد

ای چشمان من

تيزبين و هوشيار باشيد

ای قلب من

اين لحظات آخرين را تحمل كن

ای نفس

مرا ضعيف و ذليل مگذار، تا چند لحظه بيشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش. به شما قول می‌دهم كه پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عميق و ابدی، آرامش خود را برای هميشه بيابيد و تلافی اين عمر خسته كننده و اين لحظات سنگين و سخت را دريافت كنيد.

من، چند لحظه بعد به شما آرامش می‌دهم. آرامش ابدي - ديگر شما را زحمت نخواهم داد، ديگر شب و روز شما را استثمار نخواهم كرد، ديگر فشار عالم و شكنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم كرد، ديگر به شما بی‌خوابی نخواهم داد و شما ديگر از خستگی فرياد نخواهيد كرد. از درد و شكنجه، ضجه نخواهيد كرد. 

آرام و آسوده برای هميشه در بستر نرم خاك آسوده خواهيد بود اما اين لحظات لقاء پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ بايد زيبا باشد.

آغاز سال تحصیلی جدید به یاد بزرگ مردان کوچکی که هم قد گلوله توپ‌ بودند

هم قد گلوله توپ بود؛ گفتم: چه جوری اومدی؟ گفت: با التماس! گفتم: چه جوری گلوله رو بلند می‌کنی میاری؟ گفت: با التماس! به شوخی گفتم، می‌دونی آدم چه جوری شهید میشه؟ لبخندی زد و گفت: با التماس!؛ تکه‌های بدنش را که جمع می‌کردم، فهمیدم چقدر التماس کرده...

در روزهای آغاز سال جدید تحصیلی خالی از لطف نیست که یادی کنیم از نوجوانان و جوانانی که در بحبوحه دفاع مقدس، کتاب و دفتر را رها کرده و جای آن سلاح بدست از مدرسه وارد دانشگاه انسان‌سازی شدند.

بودند بزرگ‌مردان کوچکی که حتی پیکرهای پاکشان را از روی نام‌های روی کتاب درسی که حتی شب عملیات از آنها جدا نمی‌شد، شناسایی می‌کردند... در خانه شهیدان آقاجانپور کتاب‌های درسی یکی از شهدا هست...

بودند نوجوانانی که با دستکارى شناسنامه‌هایشان و جعل امضاى والدین، خود را به خطوط مقدم جنگ مى‌رساندند، آنها هنوز شهره جهان‌اند. جهان باید به این روحیه عظیم جوانان و نوجوانان ایران تا ابد غبطه بخورد.


farsnews

بهلول دانا


آورده اند که شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.

شیخ احوال بهلول را پرسید ؛ گفتند : او مردی دیوانه است !

گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند

شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد.

بهلول جواب سلام او را داده پرسید: چه کسی؟ گفت : منم شیخ جنید بغدادی .

گفت: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می کنی؟

گفت: آری . گفت : طعام چگونه می خوری؟
گفت : اول " بسم الله " می گویم و از پیش خود می خورم و لقمه کوچک برمی دارم، به طرف راست دهان می گذارم و آهسته می جوم و به دیگران نظر نمی کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی شوم وهر لقمه که می خورم  " بسم الله " می گویم  و در اول وآخر دست می شویم ...

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و گفت : تو می خواهی مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی دانی !!!

پس به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند : یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت: سخن راست را از دیوانه باید شنید واز عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید : چه کسی هستی؟ جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود نمی داند

بهلول گفت : آیا سخن گفتن خود را می دانی؟ گفت :آری پرسید : چگونه سخن می گویی؟
گفت : سخن به قدر می گویم و بی حساب نمی گویم و به قدر فهم مستمعان می گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می کنم و چندان سخن نمی گویم که مردم از من ملول شون و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می کنم .  پس هرچه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت : گذشته از طعام خوردن ، سخن گفتن را هم نمی دانی !!!
پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت ، مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟!

جنید گفت : مرا با او کار است، شما نمی دانید. باز بدنبال او رفت تا به او رسید

بهلول گفت : از من چه می خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی دانی، آیا آداب خوابیدن خود را میدانی؟
گفت : آری    گفت : چگونه می خوابی؟!

گفت : چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب می شوم ،  و پس از آن آداب خوابیدن را بیان کرد
بهلول گفت : فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمیدانی !!!
خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت : ای بهلول من هیچ نمی دانم ، تو قربة الی الله مرا بیاموز
بهلول گفت : چون به نادانی خود معترف شدی ترا بیاموزم ...

بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب بجا آوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود ...

گفت جزاک الله خیرا

بهلول ادامه داد : و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود ، هر عبارت که بگویی وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد و در خواب کردن اینها که گفتی همه فرع است ، اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد ...

فرق مدیریت در ایران وژاپن :)


ژاپن:موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود

ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.



ژاپن:مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند.

ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود.


ژاپن:افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.

ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است.


ژاپن:برای يک پست مديريت، دنبال مدير ميگردند.

ايران: برای يک فرد، دنبال پست مديريت ميگردند و در صورت لزوم اين پست ساخته ميشود.


ژاپن:يک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدير شود.
ايران: يک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حاليکه مديرش سه بار عوض شده.

ژاپن:اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.

ايران: اگر بخواهند از کسی هيچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مديريت ميکنند.


ژاپن:اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی ميکند و حتی ممکن است محاکمه شود.

ايران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد.


ژاپن:مديران بصورت مستقل استخدام و برکنار ميشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار ميکنند.

ايران: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ کار ميکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار ميشوند.


ژاپن:برای استخدام مدير، در روزنامه آگهی ميدهند و با برخی مصاحبه ميکنند.

ايران: برای استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن ميکنند.


ژاپن:زمان پايان کار يک مدير و شروع کار مدير بعدی از قبل مشخص است.

ايران: مديران در همان روز حکم مديريت يا برکناريشان را ميگيرند.


ژاپن:همه ميدانند درآمد قانونی يک مدير زياد است.

ايران: مديران انسانهای ساده زيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.


ژاپن:شما مديرتان را با اسم کوچک صدا ميزنيد.

ايران: شما مديرتان را صدا نميزنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نميدهد.


ژاپن:برای مديريت، سابقه کار مفيد و لياقت لازم است.

ايران: برای مديريت، مورد اعتماد بودن کفايت ميک

مداد

پدر بزرگ، درباره چه می‌نویسید؟

-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می‌نویسم، مدادی است که با آن می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:

-اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده‌ام!

پدربزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می‌رسی.

صفت اول: می‌توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می‌کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده‌اش حرکت دهد.

صفت دوم: باید گاهی از آنچه می‌نویسی دست بکشی و از مدادتراش استفاده کنی. این باعث می‌شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می‌شود (و اثری که از خود به جا می‌گذارد ظریف‌تر و باریک‌تر) پس بدان که باید رنج‌هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می‌‌شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک‌کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جا می‌گذارد. پس بدان هر کار در زندگی‌ات می‌کنی، ردی به جا می‌گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می‌کنی، هشیار باشی وبدانی چه می‌کنی..

شعری بدون نقطه از علامه حسن زاده آملی در وصف پیامبر(ص)


محمود مسلم ملائک
امار مطاع در ممالک

هم سالک و هم سلوک و مسلوک
او مالک و ماسواه مملوک

هر حکم که داد هر دل آگاه
سر لوحه حکم اسم الله

اسمی که در او دوای هر درد
اسمی که روای مرئه و مرد

اسمی که مراد آدم آمد
اسمی که سرود عالم آمد

سوداگر اگر در او دل آسود
سودا همه سود دارد و سود

مر همدم کردگار عالم
کی هول و هراس دارد و همّ

دل در حرم مطهر او
گل گردد و هم معطّر او

هر دل که ولای وصل دارد
همواره هوای وصل دارد

موسی که هوای طور دارد
کی دل سر وصل حور دارد

ای وای مر آدم هوس را
دل داده کام سگ مگس را

در وصل صمد رسد رصدگر
در اسم احد رود سراسر

درگاه سحر مراد سالک
دادار دهد علی مسالک

لوح دل آملی اوّاه
دارد صور ملائک الله‬

حضرت محمد(ص)سرور پیامبران