حضرت فاطمه منصوره(س)

مدتي بود پيامبر(ص) دور از خديجه توي حرا نماز مي خواند. فرمان خدا بود.
بعد از چهل روز، جبرئيل سيبي از بهشت آورد

داد به او گفت: " بخور محمد!"

پيامبر(ص) سيب را باز کرد ، نوري از آن بيرون آمد

جبرئيل گفت:بخور! اين نور کسي است که قرار است دختر تو باشد، اسمش در آسمان منصوره و روي زمين، فاطمه است."

محمد (ص) پرسيد : " چرا منصوره!؟ چرا فاطمه!؟"
جبرئيل گفت: " منصوره است چون، در آسمان نصرت دهنده ي دوست داران خودش است و روي زمين فاطمه ، چون شيعيان خود را از آتش جدا مي کند."

داستانی از پائولو کوئیلو

پسرک و دخترک مشغول بازی بودند...

پسرک یک سری کامل تیله داشت و دخترک چندتایی شیرینی با خودش داشت.

پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده !

دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو داد...!

اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد...

آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و راحت خوابش برد  ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ، چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش را به او نداده ...!!!

نتیجه داستان :

عذاب وجدان همیشه متعلق به كسی است كه صادق نیست اما آرامش سهم كسی است كه صادق است...

لذت دنیا متعلق به كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند بلکه آرامش دنیا سهم كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند...

صلوات خاصّه ی امام رضا(ع)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى


الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ

وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلَاةً كَثِيرَةً

تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ

مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ

رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود

"خانه‏اى نيست مگر اين­كه فرشته‏ى مرگ روزى پنج­ مرتبه بر درِ آن می ایستد.پس اگر مرگِ کسی و انتهای خوردنش فرا رسیده باشد، مرگ را بر او می­ افكند و ناراحتى‏ها و سختى‏هاى مرگ او را فرا گيرد. در این هنگام خانواده ­اش مو پريشان می­كنند،به صورت میزنند، فرياد واويلا سر می­دهند، و در اندوهش گريه می­كنند. پس فرشته‏ى مرگ می­گويد: «واى بر شما، ناراحتی چرا؟ بی­تابی چرا؟ به خدا سوگند، من نمی­خواهم مالى از شما ببرم. مرگ او را من نزديك نكردم. من بدون فرمان خدا نزدش نيامدم، و روحش را بدون فرمان او نگرفتم. من به سوى شما نيز باز مى‏گردم به گونه­ای كه يك نفر از شما را باقی نخواهم گذاشت». سپس رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست، اگر اهل آن خانواده جاى او را ببينند و سخنش را بشنوند، مرده­ ی خویش را فراموش کرده و بر حال خويش می­گریند. هر گاه مرده در تابوت گذاشته   می­شود، روحش بر فراز جسد قرار گرفته، این گونه ندا می­کند: «اى اهل من و ای فرزندانم! دنيا آن­گونه که با من بازی کرد، با شما بازى نكند. من دنیا را از راه حلال و غیر حلال جمع کردم و برای غیر خود گذاشتم. حال برای آن­ها گواراست، امّا گناهش برای من است. لذا از نظیر آن­چه بر سر من آمد پرهیز کنید و بترسید»."

شعری ازقاسم صرافان

مراسم وداع با مادر و خاكسپارى

بعضى نوشته ‏اند: كه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام به خاطر طاهره بودن به غسل نيازى نداشته است. امام صادق عليه‏السلام فرمود: اميرالمؤمنين على عليه‏السلام فاطمه زهرا را غسل داد زيرا او صديقه و معصومه بود نبايد جز معصوم، ديگرى او را غسل دهد چنانچه مريم را جز عيسى عليه‏السلام كسى غسل نداد(3)

امام عليه‏السلام چون كافور بر بدن مطهرش ريخت اين دعا را خواند:
اللهم انها امتك و بنت رسولك و خيرتك من خلقك اللهم لقنها حجتها و اعظم برهانها و اعل درجتها و اجمع بينها و بين محمد صلى اللَّه عليه و آله.
پروردگار اين است كنيز تو و دختر پيغمبر تو و بهترين خلق تو بارالها حجتش را تلقينش كن و برهاشن را بزرگ دار و درجه‏اش را بالا ببر و جمع كن بين او و بين محمد صلى اللَّه لعيه و آله و او را با حبيبت در يك درجه بدار.
آنگاه از حنوط باقيمانده رسول‏اللَّه او را حنوط كرد و در هفت پارچه كفن پوشانيد و عبا را بر روى آنها انداخت سپس فرزندانش را صدا كرد تا بيابند و بار ديگر از مادر توشه برگيرند. على عليه‏السلام صدا زد: يا ام‏كلثوم، يا زينب، يا فضه يا حسن يا حسين هلموا و تزودا من امكم الزهراء فهذا الفراق و اللقاء فى الجنة
بيائيد از مادرتان زهرا توشه برداريد كه اين ديدار آخر است و ملاقات بعدى در بهشت است حسن و حسين عليهماالسلام آمدند كنار جسد مطهر مادر مى‏ناليدند فرزندان آن بانوى بزرگوار هر كدام اندوه دل را به اشك ديده فرونشانده و مى‏گفتند مادر وقتى خدمت جد ما رسول‏اللَّه رسيدى فاقرئيه منا السلام. سلام ما را به او ابلاغ نما و بگو كه ما بعد از تو يتيم شديم، اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى ‏فرمايد: ناگهان ديدم كه مادرشان آغوش باز كرد و آن دو عزيزش را به سينه‏اش چسبانيد كه هماندم شنيدم هاتفى از آسمان ندا مى‏كند.
يا اباالحسن ارفع هما عنها فلقد ابكيا واللَّه ملائكة السماء. يا على حسن و حسين را از روى نعش مادر بلند كن به خدا سوگند اينها فرشتگان آسمان را به گريه درآوردند

تعقیبات مشترکه بعد از هرنماز

مداومت براین دعا بعد از هر نمازباعث میشود خداوند بنده را به نامه اعمالش مطّلع نگرداند و ديوان گناهانش نگشايد،

 اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَكَ اَرْجى مِنْ عَمَلى وَ اِنَّ رَحْمَتَكَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى

بار خدايا مسلماً آمرزش تو اميدوار كننده تر از كار من است و مسلماً رحمت تو وسيعتر از گناه من است

اَللّهُمَّ اِنْ كانَ ذَنْبى عِنْدَكَ عَظيماً فَعَفْوُكَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ

بار خدايا اگر گناهم پيش تو بزرگ است ولى عفو تو بزرگتر از گناه من است بار خدايا اگر

لَمْ اَكُنْ اَهْلا اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَ تَسَعَنى

من شايسته رسيدن رحمتت نيستم ولى رحمت تو شايستگى رسيدن و فراگرفتن مرا دارد زيرا كه

لاِنَّها وَسِعَتْ كُلَّشَىْءٍ بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ

رحمت تو همه موجودات را فراگرفته به (اميد) رحمتت اى ارحم الراحمين